تبليغاتX
ناخدا جک گنجشکه

ناخدا جک گنجشکه

بازی وبلاگی درباره انقلاب، یا وبلاگ‌نویسی درباره بازی انقلاب



گر انقلاب اين است، باري به ما بگوييد



ما انقلاب كرديم يا انقلاب ما را




خدا مهدی اخوان ثالث را بیامرزاد با این شعرش ... همه حرف‌ را راحت زد، بدون اضافات و توضیحات

.
.
.
نيك
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 بهمن1387ساعت 12:5  توسط جک گنجشکه  | 

معنی چند لغت


کثافت: ماده ای عجیب که در طبیعت بسیار رایج است، اما بیش از هرجا میتوان آن را در دست حکام یافت. نمیتوان با پول مردم آن را پاک کرد
.
فصاحت: شیوه ای قدیمی برای قانع کردن احمق ها. در این هنر، یک کوتوله کچل با ادا و اصول و حرکات چشم و ابرو و تغییر لحن گفتار در مورد یک لیوان آب حرفهایی میزند که همه میدانند. روشی که در آن هر موضوع احمقانه ای مهم جلوه میکند
.
رأی گیری: یک روش ساده که به وسیله آن اکثریت به اقلیت ثابت میکند مقاومت بیهوده است. بسیاری از شخصیتهای بزرگ که عقلشان پارسنگ برمیدارد گمان میکنند اکثریت به اینکه دلیل حق داشتند حکومت میکردند و اقلیت به این دلیل اطاعت میکردند که حق نداشتند و نه اینکه مجبور بودند. یک روش کاملا دموکراتیک برای منطقی کردن استبداد. یک نوع روکم کنی کاملا دموکراتیک
.
سنگسار: پرتاب غیردوستانه سنگ
.
کارشناس: متخصصی که همه چیز را در مورد یک چیز میداند و هیچ چیز در مورد سایر چیزها نمیداند
.
کلمه قصار: جمله حکیمانه ای که یک بار هضم و صد بار نشخوار میشود
.
مرد: موجودی که همواره مورد بی اعتنایی و بی توجهی است. موجود نر انسانی است که غالبا توسط انسانهای ماده "فقط یک مرد" خوانده میشود. دو شکل از این نژاد وجود دارد؛ حمال خوب و حمال بد
.
مسئولیت: غم سیالی که بدون هیچ زحمتی میتوان آن را به گردن خدا، سرنوشت، شانس یا همسایه انداخت
.
واقع گرایی: هنر نگاه کردن به طبیعت از دید یک قورباغه. زیبایی منظره ای که یک موش کور نقاشی کرده است
.
مودب: استاد عملی و هنری پنهان کاری
.
لباس زیر زنانه: زهرمار! من چه میدانم یعنی چه؟ این هم شد سوال

.
.
.
دایره المعارف شیطان
+ نوشته شده در  یکشنبه 15 دی1387ساعت 11:21  توسط جک گنجشکه  | 

روانی در پارک ... یا ... دیوانه چو دیوانه ببیند، خوشش آید


جمعه است. با نامزدتان به پارک میروید تا لحظاتی عاشقانه و شاعرانه را در کنار هم سپری کنید. هنوز چند دقیقه ای از صحبتهای عشقولانه تان نگذشته که خانم پیری از راه میرسد و بغل دست شما مینشیند و بعد از سلام و علیکی گرم با شما و نامزدتان، بدون هیچ مقدمه ای شروع میکند به تعریف و تمجید از شخص شما. نامزدتان با تعجب از پیرزن میپرسد: "مادربزرگ! شما مگه محمودجون من رو میشناسین؟؟" و پیرزن بلافاصله جواب میدهد: " محمود تو؟ این محمود منه؛ نه تو. این محمودی جون، شوهرمه". نامزدتان در حالی که چارشاخ مانده ناگهان وارد فاز عصبانیت میشود و کیفش را محکم بر سر شما میکوبد و میگوید: "محمودخان! خاک بر سرت کنن ... تو قبلا ازدواج کرده بودی و به من نگفتی؟ اونم با این پیرزن که پاش لب گوره؟" اینها را میگوید و به سرعت از پارک خارج میشود. میخواهید دنبالش بروید که پیرزن دست شما را میگیرد و میگوید: "میخوای کجا بری کله قند من؟؟ بیا پیش خودم که کلی باهات کار دارم". در همین لحظه، آمبولانس ویژه ای از راه میرسد. دو خانم بسیار هیکلی و البته سفیدپوش از آمبولانس خارج میشوند و بازوهای پیرزن را محکم میگیرند و او را میبرند. نگاهتان به پشت آمبولانس میفتد ... که نوشته ... بیمارستان روانی محمود

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 دی1387ساعت 10:39  توسط جک گنجشکه  | 

پت و مت


پت و مت رو که میشناسین ... بله ... همین دو تا عروسک باحالی که ما بعضی اوقات میشینیم نگاهشون میکنیم و کلی میخندیم.

من چند وقتیه که روی یه ویژگی این دو نفر زوم کردم ... و اونم اینه که این دو نفر به شدت مرد عمل هستن. تا فکری به ذهنشون میرسه فوری انجامش میدن ... اصلا هم کاری ندارن که فکرشون درست هست یا نه ... اصلا فکر نمیکنن که چه عواقبی در انتظارشونه ... فقط عمل میکنن.

اغلب ما ایرانیها برعکس پت و مت عمل میکنیم ... یعنی میشینیم کلی فکر میکنیم ... بازم هی فکر میکنیم و فکر میکنیم تا ببینیم میشه یه کاری رو انجام داد یا نه؟؟؟ البته ما ایرانیها چون همچین بگی نگی تنبل هم هستیم، اساسا دنبال یه دلیل میگردیم تا یه کاری رو انجام ندیم و در این مورد خیلی هم موفقیم.

اما در بین همه ما ایرانیهای مقیم ایران یک نفر هست که برعکس اکثریت عمل میکنه ... یعنی اصلا مرد تفکر نیست بلکه به شدت مرد عمله؛ و اون کسی نیست جز جناب محومد خان احمدی نژاد. در واقع میشه گفت این داش محمود نقش پت رو داره و هر وقت که با یکی از مسئولین شروع به انجام پروژه جدیدی میکنه در اصل، مت خودش رو پیدا میکنه و ترکیب جادوئی پت و مت شکل میگیره.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آذر1387ساعت 17:9  توسط جک گنجشکه  | 

بوی کافور، عطر ...؟ عطر ...؟ فاقد هرگونه عطر میباشد .

 
 
کافور در مملکت ما در دو جا مصرف اساسی دارد: یکی مرده شورخانه ها و دیگری سلف سرویس دانشگاه ها. چون خیر سرم این مطلب طنز است از کنار اولی کاملا بی تفاوت عبور میکنیم. اما دومی ... سلف سرویس.
 
کافور در غذاهای دانشجویی نقش اصلی را بازی میکنید ... چرا که کافور در بدن همان کاری را با {...} میکند که {...} با {...}. لطفا بیخود گیر ندید که چی با چی فلان کار را میکند ... خودتان را به کوچه محمود چپ نزنید. نکته اصلی اینجاست که وارد کردن کافور در غذای دانشجویان، هنری است که از هرکسی ساخته نیست. اگر فرض کنیم که غذای امروز سلف چلومرغ با سوپ باشد، راههای زیر برای وارد کردن کافور به غذا وجود دارد:
 
اول
به محض این که جوجه های عزیز سر از تخم در می آورند به جای این که توسط غذاهای متداول مرغ و جوجه تغذیه شوند به آنها کافور داده شود. بدین ترتیب تک تک سلولهای بدن این جوجه که در آینده تبدیل به مرغ میشوند مالامال از کافور ناب خواهد شد.
 
دوم
به جای اینکه به مرغها آمپولهای هورمونی تزریق شود که در آینده هیکلمند شوند و اندامی در حد آرنولد داشته باشند، به آنها کافور تزریق شود. بدین ترتیب مرغها به کافور معتاد میشوند و چنانچه سرنگ سالم و ماده مخدره کافور در اختیار آنها قرار گیرد مرغها به طور خودجوش دست به تزریق میزنند و خود را از کافور سیراب میکنند.
 
سوم
هنگام پختن مرغها در دیگ یک پیمانه بزرگ کافور در آب مرغ ریخته شود.
 
چهارم
برنج غذای مذکور در محلول آب کافور پخته و نهایتا دم شود.
 
پنجم
کافور در سوپ ریخته شود ... که میزان جذب کافور در بدن در این حالت دو برابر حالات دیگر است.
 
ششم
چون دانشجویان بلافاصله پس از صرف غذا هوس میکنند آب بنوشند لذا هرازگاهی کافور در منبع آب هم ریخته شود.
.
.
.
راههای مبارزه با جذب کافور:
 
1. پیشگیری: از خوردن غذای سلف جدا بپرهیزید
 
2. به همراه غذا پیاز فراوان بخورید
 
3. خرما و رطب بخورید در حد مرگ ... خصوصا اگر در نواحی خرماخیز تحصیل میکنید
 
4. شکلات و کاکائو میل کنید که در افزایش قوای {...} تاثیر زیادی دارد
 
5. از داروهای افزایش قوای {...} که در بازار مثل نقل و نبات ریخته استفاده کنید ولی اسراف نکنید
+ نوشته شده در  سه شنبه 14 آبان1387ساعت 12:33  توسط جک گنجشکه  |